

شرح وظایف کاردان اتاق عمل:
شرح وظایف کاردان اتاق عمل با تکیه بر رعایت منشور حقوق مددجو مبتنی بر فرآیند پرستاری و استانداردهای
مراقبتی به شرح زیر می باشد.
-1 دریافت دستور و برنامه کار از سرپرست مربوطه
-2 اطمینان یافتن از سالم بودن و کارایی دستگاهها و تجهیزات مورد نی از جهت عمل جراحی قبل از شروع عمل
( شامل: ساکشن، دستگاه الکتروکوتر، چراغ سیالتیک و ...) و گزارش هر گونه نقص یا خرابی به مسئول مافوق
-3 اطلاع از وجود لوازم و امکانات مورد نیاز اعمال جراحی و گزارش موارد ناکافی و کمبودها و نقایص به
مسئول مافوق
-4 آشنایی با روشهای استریلیزاسیون و ضدعفونی و بکارگیری آنها
-5 کنترل اطاق عمل از نظر نور کافی، سیستم بر قرسانی، درجه حرارت، رطوبت، پاکیزگی، ایمنی و…
-6 آماده نمودن اطاق عمل با لوازم و وسایل جراحی لازم بر طبق لیست عمل جراحی
-7 کنترل پرونده بیمار قبل از جراحی برای اطمینان از کا مل بودن مدارک پزشکی مورد نیاز ( مانند اجازه عمل و
آمادگیهای عمل، داروهای قبل از عمل ،عدم داشتن وسایل مصنوعی و زیورآلات و ...)
-8 کنترل و اطمینان از استریل بودن لوازم و بسته های وسایل.
-9 ایفای نقش سیار قبل ازعمل:
- برقراری ارتباط و ارائه آموزش های لازم به بیمار
- کنترل بیمار از نظر آمادگی جسمی و روانی جهت عمل جراحی
- کنترل نام بیمار با پرونده و لیست عمل و دستبند مشخصات
- هدایت بیمار به تخت عمل - قراردادن بیمار بر روی تخت به نحوی که هیچگونه صدمه ای به وی وارد نگردد
و پوشش و حریم بیمار حفظ شود
- تنظیم تخت جراحی و چراغها بر حسب نوع و ناحیه عمل
- قراردادن کلیه دستگاهها و تجهیزات در اطراف تخت جراحی بر طبق قابلیت دسترسی و نیاز
ختنه انجام شده توسط یک پزشک .....

بعد از ترمیم
ختنه را در بیمارستان به دست متخصص اورولوژی بسپارید .



گزارش صعودبه کوه دماوند ارتفاع 5671متردرمردادماه صعود در کوه ها انجام میپذیرفت. چون هدف نهایی صعود دماوند بود. بنابراین لازم بود که رفتهرفته تمرینها سختتر شوند در صعود به کوهای پراو" شنل"دره سیراوه"امروله و... همگی این برنامه ها آزمایش مناسبی برای ارزیابی توانایی همنوردان بود و دانسیتم که گروه با شرایط آرمانی برای رسیدن به یال جنوبی دماوند فاصله ای ندارد. تنها به اراده همنوردان امید داشتیم دلبستگی آنان دلگرمکننده بود. 20/5/88 23/5/88 برای صعود به دماوند تعیین گردید. لازم بود سه روز پیش از صعود گروه باستراحت بپردازیم.
چند روز مانده به آغاز آقای حیدری از فدراسیون کوه نوردی ایران میزان دما و سرعت باد را در نقاط سهگانه دماوند: پناهگاه بارگاه سوم در 4170 متری. آبشار یخی در 4900 متری و چکاد در 5671 متری بررسی و شرایط را برای صعود مناسب تشخیص داده بود. شگفت اینکه دما در همهجا مثبت بود. دماوند در سالهای گذشته سرمای بیشتری داشت و شبها آب یخ میبست. سرعت باد اندکی تند بنظر میرسید.از گروه 9نفره ماآقای دکتر شیبت زاده و محمد علی خزایی وآقای رجبی نفرات مهمان بودند. آقای یعقوب حیدری سرپرست گروه محمد داهیم " محمد علی محمدی"حاجی رنجبر"حجت خزایی"وآقای امیری دیگر نفرات گروه بودیم.که پس طی کلاسهای توجیهی وراهنمایی های لازم با حکم مأموریت ومدارک لازم ساعت 6 عصرسه شنبه بامینی بوس از میدان فرودگاه کرمانشاه را ترک نموده .وپس از چند ساعت ضمن عبور از جاده هرازوبعداز پلور وگذشتن از جاده های پرپیچ وخم 15 کیلومتر آسفالته و7 کیلومتر خاکی ساعت 7 صبح به قرارگاه کوهنوردی در شهرک رینه رسیدیم. پس از خوردن صبحانه، پوشاک کوهنوردی به تن کرده راهی گوسفندسرای عمو احسان در دامنه جنوبی دماوند شدیم.. دیگر کوه نوردان پس از سپردن بارها به قاطرچی ها بسوی پناهگاه راه می افتادند .توضیح: در کوهنوردیهای بزرگ چون بار کوهنوردان بسیار و سنگین است بنابراین با قاطرهایی که به همین منظور آماده شدهاند تا پناهگاه برده میشود. ولی گروه ما بخاطر هزینه کمتر خودمان کوله های سنگین وتقسیم بندی شده از طرف سر پست گروه راحمل می کردیم که مقدار زیادی از انرژی مار هدر می داد.پس از گذشتن از منطقه شقایقهای دماوند و شش ساعت کوهپیمایی ساعت 5:30 به پناهگاه رسیدیم. پس از خوردن کمی خوراک (سوپ) و چایی به استراحت پرداختیم. ساعت 3 نیمهشب برای بیدار شدن تعیین شد. در دماوند برای اینکه زمان کافی برای صعود و برگشت وجود داشته باشد پیش از بامداد حرکت آغاز میشود ضمناً در ارتفاع بالای چهارهزار متر چون فشار هوا کم است و اکسیژن نیز اندک میباشد بنابراین کوهنوردان ناآرام هستند و خواب راحت مقدور نیست و بیشتر همنوردان بیدار بودند. برابر شیوه متداول در کوهنوردی همنوردان به ستون یک چیده شدند. نفر اول سرپرست گروه و نفر آخر که بایست از همه تواناتر و باتجربه باشد آقای محمد علی محمدی تعیین شد دیگران بین نفر اول و آخر قرار گرفتند بنابراین هر کس دارای شمارهای شد که تا پایان برنامه میبایست در همان ردیف بماند مسیر صعود جبهه جنوبی یال صخرهای طولانی است که به تپه گوگردی نزدیک چکاد منتهی میشود چون شبهای پایانی مرداد بود بنابراین مهتاب نبود گرچه از چراغهای دستی باتریدارو چراغ پیشانی استفاده میشد اما محدودیت وجود داشت و روند حرکت متوسط بود.. در نزدیکی آبشار یخی در ارتفاع 4800 متری .استراحت کوتاهی کردیم.کمی تنقلات خوردیم وانرژی به دست آوردیم تیم کوهنوردی خوبی را بنمایش گذاشت. سرانجام بسوی چکاد دماوند راه طی می شد.به گفته در سالهای گذشته هنگامیکه کوهنوردان به محل تپه گوگردی میرسیدند با بوی گوگرد روبرو میشدند اما در این برنامه هنوز صخرهها زیر پای کوهنوردان بودند که با بوی تند گوگرد آشنا شدند. هنگامیکه به تپه گوگردی رسیدیم دانستیم که بوی گوگرد از بخارهای سوراخهای ریز تپه گوگردی نبوده بلکه از یک دود بزرگ در چکاد پراکنده میشود آنگاه بود که پی بردیم آن لکه سفید مواج چسبیده به چکاد ابر نبوده بلکه دود برخاسته از یک توده بزرگ گوگرد میباشد هرچه پیش میرفتیم آلودگی هوا بحرانیتر میشد تا اینکه به چکاد رسیدیم و دیدیم که این توده گوگرد در لبه کاسه دماوند پیوسته با بیقراری دود میکند باد نیز آنرا میپراکَنَد و دم و بازدم بسیار مشکل میشد چنین هوای آلوده قطعاً در شُشها آسیب فراهم میاورد بسوی فتح قله مسیر راادامه می دادیم.در ارتفاع 5400متری که رسیدیم مسیر با یال شمالی یکی می شد. پس از صعود از شیب های زیر کلاهک قله در حالی که تدریج آثار ارتفاع پدیدار میگردند, حرکت کند تر میشود گامها را به آرامی برمیادریم و بدون توجه به مناظر زیبای پشت سر در جناهای مالی و شمال قربی بالاخره فشار سختی ها به پایان میرسد و بر قله دماوند با ارتفاع 5671مترگام می نهیم. ورد به داخل کاسه دماوند درحالی که مقدار زیادی از انرژی خود را صرف کرده ایم با شکر گزاری از خداوندبزرگ و شاد کامی توأم است کاسه ی آشتفشان دماوند با ستون های برفی و باد خورده و یخچال های همیشگی سراسر قله را پوشانده است. وارد کاسه شده به گردش و دیدار از گوسفندان منجمد شده 30 سال پیش ومناظر اطراف پرداختیم و عکس و فیلم های یادگاری گرفتیم از ایجا و هرجای قله که بنگریم دنیایی از قلل به چشم می خورند و ما همچنان با وجود سرمای شدید حاکم بر قله مه و دیدار این همه زیبایی و عظمت کردگار هستیم ما بر رو بام ایران ایستاده ایم و زمان درحال از دست رفتن است. پس می شتابیم و برای فرود از مسیر صعود احتیاط بیشتری به خرج می دهیم با گام های استوار و با دیدار کوتاهی از یال شمال شرقی مشرف به دره یخار از مسیر پا کوب به پناهگاه بارگاه سوم باز میگردیم در عرض 3 ساعت...! در هنگام برگشتن قله و پایان برنامه کوهنوردان به خوراک گرم و آبکی بیشتر رغبت نشان میدهند چون آب بدن کاسته شده دهان خشک میشود با پیشبینی، پیش از حرکت سوپ آماده تهیه شده بود که در چادرها کوهنوردان از آن بهرهمند شدند .سپس کولهپشتیها راجمع وجور کرده همگی سلامت وسرحال و از پناهگاه بپایین خارج شدیم وساعت9صبح مورخ 24/5/88بطرف کرمانشاه براه افتادم شب هنگام رسیدیم برنامه بپایان رسید. در کوهنوردی مسابقهای وجود ندارد رقابتی در بین نیست «من» کمرنگ میشود آنچه هست «ما» هست همه با هم یک واحد انسانی محسوب میشوند. مهرورزی، دوستی و ایثار شعار کوهنوردان است. کوهنوردی ورزش سختی است و شاید خطرناک. با همیاری و همکاری، فروتنی و شکیبایی کوهنوردان دست همدیگر را میگیرند و هرگونه خطر را پس میزنند بنابراین فکر نیک در کوهنوردی بر توانمندی جسمی برتری دارد. همنوردان گروه بیمارستان امام رضا (ع) در تمرینات چند ماهه آنچه آموختند بکار بستند و پیروز شدند. گفتنی درباره کوهستان و کوهنوردی بسیار است .دراین گزارش جا دارد که چند سفارش به کوهنوردان جوان یادآوری شود. برای انجام یک صعود خوب و پیروزمندانه بایستی شب پیش از حرکت به سوی کوه خواب کافی و راحت داشته باشیم. یک روز پیش از انجام برنامه از خوردن خوراکهای بر چرب خودداری شود در کوهستان و در ارتفاعات نیز باید مصرف چربی بسیار ناچیز باشد چون چربیها برای سوختن اکسیژن بسیاری مصرف میکنند در نتیجه در تنفس مشکل بوجود میآید. خوراک در کوهستان بایستی کمحجم کمچربی و پرکالری باشد. مایعات بویژه آب بسیار ضروری است. آب خوردن بایستی اندکاندک و در فاصله زمانی کوتاه انجام پذیرد. شربت آبلیمو در صعودهای بلند بسیار سودمند است لیمو مواد قلیایی مزاحم را خنثی میکند. کولهپشتی با بار سنگین کوهنورد را زودتر خسته میکند. بنابراین در صعودهای بزرگ باید از همراه داشتن چیزهای غیرلازم خودداری کرد در گزینش چیزهای ضروری نیز گونههای سبکتر در نظر گرفته شود. کفش کوهنورد باید راحت باشد در انتخاب کفش باید دستکم یک نمره بزرگتر از کفش اندازه پا باشد تا با پوشیدن جوراب ضخیم تنگ نشود در صعودهای بزرگ بویژه با شیب تند ناخنهای انگشتان پا چند روز پیش از آغاز برنامه باید چیده شوند چون ناخن تازه چیده شده نوک انگشتان را در سرازیری در برخورد با پنجه کفش آسیب دچار میکند.جا دارد از جناب آقای دکتر کسانی .وبرادر ارجمند سرپرست گروه آقای یعقوب حیدری بخاطر زحمات زیادی که کشیدن تا افتخار نصیبمان شود تشکر وقدردانی نماییم .
گزارش از محمد داهیم یکی از همنوردان گروه: شاد و پیروز باشید


شکستگی آلت تناسلی در مردان
شاید در تصور اولیه افراد شکسته شدن آلت قابل توجیه نباشد ولی یکی از اورژانسهای ارولوژی شکستگی آلت می باشد. جهت درک و توضیح این حالت ابتدا لازم است ساختمان و عملکرد آلت را در حالت عادی و نعوظ توضیح دهیم تا مفهوم و مکانیسم شکستگی آلت مشخص گردد.
آلت تناسلی مردان اندامی است بدون استخوان و غضروف، ولی بافت نعوظی آن از سه سیلندر به طولی حدود 20 سانتیمتر و قطر حدود 5/2 سانتیمتر تشکیل شده ( بنامCorpus cavernosum و Corpus Spongiosum ) .
این سیلندرها که در کنار هم قرار گرفته در قسمت داخلی متصل به استخوانهای لگن خاصره و قسمت خارجی آن توسط پوست پوشانیده که نمای اندام تناسلی ظاهری را تشکیل می دهد.
قسمت بیرونی بافت نعوظی را اگر از داخل به خارج توضیح دهیم در داخلی ترین قسمت گفتــه شد که از سه سیلندر طولی ( 2 عدد بافت اصلی نعوظ کورپوس کاورنوزوم و سومی بنام کورپوس اسپانژیوزوم که حاوی مجرای ادراری است و در زیر 2 سیلندر قبلی قرار گرفته ).
داخل سیلندرهای نعوظی بافت اسفنجی قرار گرفته که فضای زیــادی را هنگام نعوظ جهت ورود خون ایجاد می کند و دیواره آن از بافت بسیـار قوی و ضخیــم بنام تونیکا آلبوژینــه تشکیــل شده است.
سیلندرها توسط بافت قوی دیگری بنام فاسیای باکس ( Bucks fasia ) در کنار هم قرار می گیرند تا خود شکل سیلندری واحدی را تشکیل دهـد و روی آن را بافتهای نرم و لغـــزنده زیـر جلـــدی و پوست است که قابلیـت حرکت و لغزندگی بین پوست و بافت نعوظـی را ایجاد می کنــد تا بـدون کشش وفشار بر روی پوست، سایز آلت در حالت نعوظ چند برابر بزرگتر شود.
مکانیسم نعوظ و شکستگی آلت
مکانیسم نعوظ بدین شرح است که هنگام تحریک جنسی و یا فعال شدن مکـانیسم نعوظــی به هر دلیل، جریان خون بداخل بافت اسفنجـتی این سیلنــدرها به سرعـت و شدت افــزایش یافتــه بطوری که خون ورودی، فرصت خارج شدن از طریق سیاهـرگهــا را ندارد. سیلنــدرها افزایش بارز حجم پیدا کرده و همچون بادکنکی که بطور کامل پر باد شده باشد حجیم و سفت می گردد.
سفتی دیواره سیلندرها باعث بسته شدن 90% قابلیت خروج خون از سیلندرها می گردد تا بافت آلت پر خون باقی بماند. این فشار به بالاتر از حد متوسط فشار خون فرد، یعنی حدود 120 میلیمتر جیوه می رسد و باتوجـه به محصـور بودن خون با دو بافت قوی تونیــکاآلبوژینه دیواره سیلنــدرها و فاسیای باکس پوشاننده آنها منجر به قوام سخت و شبیه به استخوانی بافت آلت تناسلی مردان درحالت نعوظ میگردد.
اگر در حالت نعوظ کامل و سفت، فشار زیادی جهت خم کردن این سیلندرهای پرخون انجام گیرد، همانند بادکنک پربادی که در اثر فشار پاره می گردد، بافت سیلندرهای آلت نیز از محل خمیدگی پاره شده و خونریزی شدید در زیر پوست ایجاد مـی کند که باعث ایجـاد درد شدید و تورم شدیـد آلت می شود که ادامه خونریزی در زیر پوست حتی تا ناحیه سینه و زیر گــردن نیز ممکــن است ادامه یابد.
پس از گذشت زمان حاد شکستگی آلت، اگر فرد مراجعه ننماید و بافت تخریب شده ترمیم نشود، در نعوظ بعـــدی، خون در داخل سیلندرها محصور نمی گردد و همچون بادکنـک سوراخ، از همـــان محل آسیب خون خارج شده ودر نتیجه تشدیدخونریزی زیرپوستی وعدم توانایی درنعوظ می گردد که می تواند باعث ناتوانی جنسی نیز گردد.
درصورتیکه بافت به مرور زمان خودبخود ترمیم شود، محـل پارگـی بصورت ناهمگــون و غیریکنواخت ترمیم شد که خود باعث عدم توانایی در نعوظ در آینده و یااگر ضایعه شدید نباشداین غیریکنواختی بافت منجر به کجی آلت، هنگام نعوظ در آینده می گردد.
با درک مکانیسم نعوظ و شکستگی آلت پس مشخص است که این حادثه زمانی رخ می دهد که آلت در نعوظ کامل باشد و فشار بصورت خم کردن آلت وارد گردد.
درمان شکستگی آلت:
ترمیم به روش جراحی و بصورت اورژانسی مــی باشد که این ترمیــم هرچه سریعتــر انجام گیرد احتمال عوارض کمتر است.
و عوارض عدم ترمیم یا ترمیم دیررسی ناتوانی جنسی، خمیدگی و کجی آلت هنگام نعوظ، تغییر شکل آلت به شکل ساعت شنــی ( نازک شدن قسمت کوچکی از تنه آلت ) که حین نزدیکـــی باعث کج شدن مکرر آلت از همان قسمت باریک و ضعیف خواهد شد.
شکستگی آلت تناسلی مردان ( تجربیات جالب )
توضیح اینکه ذکر موارد زیر جهت افزایش اطلاعات ، برای پرهیز از حوادثـی است که ممکــن است حتی به ذهن نیز راه نیابد، نه برای خنده و تفریح خواننده مطلب.
شایعترین حالت ایجاد شکستگی آلت تناسلی مردان حین نزدیکی و زمانی است که زن به حالت نشسته بر روی آلت مرد اقدام به نزدیکی می کند ولی موارد نادرتر که در کلینیک دیده شد را ذکر می کنیم:
برخی مردان در هنگام نعوظ آلت تناسلی عادت به خم کردن آلت، درحدی که ایجاد صدایی کند دارند و به اصطلاح قولنج آلت را می شکنند که موارد متعددی منجر به شکستگی آلت شده، این عادت در نقاطی از ایران بخصوص کردستان و هموطنان کرد بطور شایعتر مشاهده می گردد.
موارد متعددی در جوانها دیده شده که بدلیل شدید و طولانی بودن نعوظ صبحگاهی خود بدلیل حجب و حیا، قبل از خروج از بستر، اقدام به خم کردن شدید آلت می کنند که باعث شکستگی آن شده است.
...
بررسی ها نشان داده افرادی که قبل از عمل جراحی نگرانی و اضطراب زیادی دارند بیشتر در معرض عوارض ناشی از جراحی قرار می گیرند .
بسیاری از افراد قبل از جراحی هایی مانند بای پس – مغز و حتی در مواردی سزارین بسیار نگران و مضطرب هستند و همین امر موجب شدت یافتن عوارض پس از جراحی در آنها می شود.
بنابر همین گزارش بررسی ها نشان می دهد بیمارانی که قبل از عمل های حساس مانند قلب و مغز نگرانی و اضطراب زیادی دارند، 4 سال بعد از عمل بیشتر از سایرین دچار عود بیماری و عوارض دیگر و یا حتی مرگ می شوند.
متخصصان معتقدند در این گونه بیماران افسردگی پس از جراحی نیز بیشتر دیده می شود.
کارشناسان اظهار می دارند این موارد میتواند منجر به فعالیت بیش از حد سیستم عصبی شده و با گذشت زمان موجب اختلال در سیستم های بدن شود.
به همین دلیل متخصصان به خانواده ها توصیه می کنند که محیطی آرام و شاد را قبل از عمل برای این افراد ایجاد کنند.نظر شما...
متخصصان در تلاش برای ساخت یک ربات جراح انعطاف پذیر هستند که میتواند با تسهیل انجام جراحیهای پیچیده دنیای جراحی را متحول کند.

این روبات موسوم به i-Snake به جراحان امکان میدهد که جراحیهای بسیار پیچیده را که پیش از این تنها با کمک تکنیک های مهاجمتر امکان پذیر بودند، انجام دهند.
پژوهشگران کالج امپریال لندن این ربات مکانیکی را با هزینه بیش از دو میلیون پوند طراحی کردهاند.
این مار مکانیکی در واقع یک لوله بسیار انعطاف پذیر و مجهز به موتور، حسگر و دوربین کنترل از راه دور است.
به گفته پژوهشگران، یکی از مهمترین اهداف ساخت ربات i-Snake استفاده از آن در جراحیهای بای پس قلب است.
همچنین i-Snake می تواند برای تشخیص بیماریهای دستگاه گوارش استفاده شود و بدون انجام عمل باز بسیاری از بخشهای بدن را که دستیابی به آنها دشوار است، جراحی کند.
طراحان این ربات خاطر نشان کردند که i-Snake نه تنها روشهای درمان را آسانتر و ارزانتر میکند بلکه سرعت بهبود فرد پس از جراحی با این روش افزایش مییابد.
منبع : ایسنا
هر گروه از افراد در مشاغل خاص خود از لباس فرم مخصوص استفاده می کنند و لباس فرم در گروه های پزشکی سفید است ولی چند استثناء هم در این بین وجود دارد . لباس سبز جراحان و همچنین لباس آبی و سبز پرستاران جزء این استثناها می باشد.
راستی چرا لباس این گروه ها سفید نیست ؟
جراحان و پرستاران در قدیم لباس سفید میپوشیدند که رنگ پاکی و پاکیزگی است . اما در اوائل قرن بیستم یک دکتر مشهور رنگ لباسش را به سبز تغییر داد، چرا که تصور میکرد این رنگ برای چشمان جراح راحتتر است.
گرچه مشکل بتوان این نظر را تایید کرد که لباسهای سبز به این دلیل رایج شدهاند، اما رنگ سبز ممکن است به خصوص از این لحاظ مناسب باشد که به دکترها کمک میکند در اتاق عمل بهتر ببینند، زیرا رنگ متضاد یا مکمل رنگ قرمز به حساب میآید.
رنگ سبز به دو دلیل به دید بهتر پزشکان کمک میکند.
اول اینکه نگاه کردن به رنگ آبی یا سبز می تواند دید دکتر از اشیای قرمز از جمله احشای خونآلود را تقویت کند. مغز رنگها را نسبت به یکدیگر تفسیر میکند. اگر جراح به چیزی خیره شود، که به رنگ قرمز یا صورتی باشد، حساسیتش را نسبت به آنها از دست میدهد.
در واقع پیامهای مربوط به رنگ قرمز در مغز محو میشود، که میتواند باعث شود پزشک تفاوتهای ظریف رنگ اجزای بدن را به درستی نبیند.
نگاه کردن گاه به گاه به چیزی سبزرنگ میتواند چشمها را به تغییرات در رنگ قرمز حساستر کند.
دوم اینکه چنین تمرکز شدید و مداومی بر روی رنگهای قرمز ممکن است باعث توهمات بینایی سبزرنگ روی سطوح سفیدرنگ شود که حواس جراح را پرت میکند. این شبحهای سبزرنگ در صورتی که نگاه جراح از بافتهای قرمز بدن به چیزی سفید رنگ مانند پارچههای تخت یا لباس سفید متخصص بیهوشی بیفتد، ممکن است ظاهر شوند.
یک شبح سبزرنگ از احشای قرمز بیمار ممکن است روی پسزمینه سفید ظاهر شود. جراح به هر جا که نگاه کند، این تصویر پریشانکننده مانند نقاط نورانی شناوری که پس از فلاش زدن دوربین جلوی چشمان شما ظاهر میشود، دید او را دنبال میکند.after effect illusion
این پدیده به این علت رخ میدهد که نور سفید حاوی همه رنگهای رنگینکمان از جمله سبز و قرمز است.
اما از آنجایی که همانطور که در بالا گفته شد، دید جراح حساسیتش را به رنگ قرمز از دست داده است، بنابراین مغز پیامهای دریافتی را به رنگ سبز تفسیر میکند.
اما اگر دکتر به پارچههای سبز یا آبی به جای سفید نگاه کند، این اشباح سبز رنگ با رنگ سبز مخلوط میشوند، و حواس او را پرت نمیکنند.
بنابراین به نظر میرسد که رنگ سبز برای دکترها بهترین رنگ باشد.
ابزارها
الف ) ابزارها. چون پزشکان دورة اسلامی برای معالجة بیماریها بیشتر از گیاهان دارویی استفاده می کردند نوشته های راجع به آلات و وسایل جراحی در تاریخ پزشکی دورة اسلامی از دیگر آثار پزشکی این دوره به مراتب کمتر است ( رجوع کنید بهجراحی دورة اسلامی ). گفتنی است که مفهوم ابزار جراحی نزد پزشکان و جراحان دورة اسلامی با مفهوم امروزی آن کاملا متفاوت است . نزد آنان ابزار جراحی فقط وسیله ای برای جرح و بریدن عضو یا محلی از بدن انسان نبوده بلکه به انواع آلاتی که در شکسته بندی یا کارهایی مانند آن نیز به کار می رفته اطلاق می شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
ظاهرا مهم ترین منبعی که برای شناسایی آلات جراحی پزشکی یونانی در اختیار پزشکان دورة اسلامی قرار داشته کتاب > خلاصة پزشکی در هفت کتاب < نوشتة پائولوس / پل آیگینایی (بولس اجانیطی * ) بوده که ترجمة عربی آن به دست ما نرسیده است . مقالة ششم این کتاب به مبحث جراحی اختصاص داشته و منبع دانسته های بسیاری از پزشکان دورة اسلامی در بارة جراحی بوده است ( رجوع کنید بهکمبل ج 1 ص 11ـ12) و اشاراتی در این زمینه در بعضی نوشته های دانشمندان و پزشکان دورة اسلامی دیده می شود (از جمله رجوع کنید بهحنین بن اسحاق ص 202ـ203 215 نیز رجوع کنید به علی بن عیسی کحال ص 259 که به صراحت از نظر فولس / بولس در استفاده از جراحی ( = علاج الحدید ) در مداوای بیماری آب آوردن چشم صحبت کرده است ).
نخستین اشارات شایان توجه به آلات و وسایل جراحی درنخستین مجموعة دائرة المعارفی در بارة پزشکی دورة اسلامی یعنی الحاوی فی الطب * محمدبن زکریا رازی دیده می شود اما در این کتاب به سبب نبودن بخش خاصی در بارة جراحی اطلاعات راجع به ابزارهای جراحی در بخشهای مختلف پراکنده است . تا پیش از نگارش الحاوی نوشته های پزشکان دورة اسلامی در بارة موضوعات محدودی چون تهیة کناشها و رسائلی در بارة آثار درمانی گیاهان و داروها و تک نگاریهایی در بارة معالجة بیماریها بوده است . از مهم ترین کتابهای پزشکی اسلامی تا پیش از الحاوی فردوس الحکمة علی بن سهل طبری و الذخیرة فی علم الطب ثابت بن قره بوده است . در الذخیرة تقریبا هیچ مطلبی در بارة جراحی و ادوات آن وجود ندارد. طبری نیز (ص 558) به هنگام گزارش در بارة مکتب پزشکی هندی به نقل از سسرد (سوسروتا پزشک هندی که احتمالا در قرن ششم پیش از میلاد زندگی می کرده است رجوع کنید بهسزگین
ج 3 ص 197ـ 198) آورده است که از اجزای هشت گانة پزشکی هندی یک جزء به پزشکی میلی برای علاج بیماریهای چشم و جزئی نیز به مبضعی (نیشتری ) برای علاج بیماریها به وسیلة فصد اختصاص دارد. بر این اساس طبری (ص 560) از مبضع و داغ کردن (کی ) و دوختن رگها در این مکتب پزشکی یاد کرده است .
رازی در الحاوی از به کار بردن نوعی صناره (چنگک ) در مداوای پاره ای بیماریهای رحم (1421 ج 3 جزء 9 ص 16) و نیز از به کار بردن مبوله (لوله ای برای بیرون آوردن ادرار از آلت تناسلی مرد) برای معالجة بیماری عدم دفع ارادی ادرار از مجرای آن (ج 4 جزء 10 ص 97) یاد کرده است . وی ابتدا کاربرد مبوله را که آن را «قاثاطیر» نیز نامیده به نقل از تیاذق / تیاذوق * توضیح داده و سپس نظر خود را در بارة استفاده از آن بیان کرده است ( رجوع کنید بههمان ج 4 جزء 10 ص 97ـ 98). رازی در موضعی دیگر (همان ج 4 جزء 10 ص 109ـ110) به نقل از انطیلس (آنتیلوس پزشک یونانی قرن سوم پیش از میلاد) از به کار بردن مبوله ای یاد کرده که نخی در سوراخی در انتهای آن قرار داده شده تا با آن ادرار مانده در مثانة بیمار تخلیه شود.
ظاهرا رازی از نخستین پزشکان دورة اسلامی بوده که در باره چگونگی دوختن (بخیه زدن ) اعضای درونی بدن انسان مطالبی آورده است ( رجوع کنید به همان ج 5 جزء 13 ص 15ـ 16). او به تفصیل در این باره توضیح داده و از آرای جالینوس نیز در این زمینه یاد کرده است . رازی در دیگر کتاب خود المنصوری فی الطب که به نام کناش المنصوری نیز شناخته می شود ( رجوع کنید بهسزگین ج 3 ص 281) مقاله ای را به شکستگیها و جراحات اختصاص داده و در آن به تفصیل به حجامت و فصد و شکستگیها پرداخته ( رجوع کنید بهص 301ـ375) اما از آلات جراحی و فصد و حجامت سخنی به میان نیاورده است . مدتی کوتاه پس از رازی یعقوب کشکری (متوفی در نیمة دوم قرن چهارم ) به بعضی آلات جراحی چشم اشاراتی کرده که از آن جمله است : به کار بردن نوعی ابره (سوزن ) برای درمان پاره ای بیماریهای چشم (ص 107ـ 108) استفاده از مبضع (نیشتر) برای معالجة تحجر (ورم رگهای دور قرنیة چشم ص 106) استفاده از مهت (نوعی دیگر از نیشتر) برای درمان التصاق (چسبیدن دو پلک چشم در موضع کناری آن به یکدیگر همانجا) و استفاده از صناره و مقراض (قیچی ) و قمادین و منقاش (ابزاری شبیه موچین ) برای مداوای توثه (گوشت زائد گوشة چشم ) و ثالول (تورم پلک چشم ص 110 نیز رجوع کنید به چشم / چشم پزشکی * ).
در میان پزشکان متقدم دورة اسلامی علی بن عباس مجوسی اهوازی (متوفی ربع آخر قرن چهارم ) نخستین کسی است که به مقولة جراحی نگاه علمی داشته و در بارة ابزارهای جراحی مورد استفادة پزشکان دورة اسلامی اطلاعات مفیدی داده است . وی که کتاب خود کامل الصناعة الطبیة را به عنوان ذیلی بر الحاوی نوشته جراحی را به سه دسته جراحی عروق جراحی گوشت و جراحی استخوان تقسیم کرده (ج 2 ص 456) و بر این اساس به شرح پاره ای از آلات جراحی پرداخته و از جمله به استفاده از این وسایل اشاره کرده است : نخ ابریشم برای دوختن بریدگی رگها (ج 2 ص 461) سناره (صناره ج 2 ص 467) منقاش (ج 2 ص 468) کلبتین (نوعی وسیله شبیه قیچی ج 2 ص 468) السبوکیة برای درمان بعضی بیماریهای چشم (ج 2 ص 471) مقراض (ج 2 ص 473 475) نوعی سوزن (ج 2 ص 473) برای مداوای شتره (بیماری کوتاهی پلک چشم ج 2 ص 476) مهت برای مداوای آب آوردن چشم (همانجا) قاثاطیر برای درمان گیرافتادن ادرار در مثانه (ج 2 ص 483) و چند وسیله برای خارج کردن جنین مرده از بدن مادر از جمله صناره و شراسیف (ج 2 ص 489). او همچنین (ج 2 ص 493ـ497) در بارة انواع وسایل داغ کردن زخم (مکوی جمع آن : مکاوی ) گزارش داده است . در میان چشم پزشکان اسلامی نیز علی بن عیسی کحال (متوفی ح 400) به استفاده از آلات جراحی برای درمان بیماریهای چشم اشاره کرده است . وی در بخشی که به برخی از بیماری چشمی از جمله سبل (سرخ شدن بسیار زیاد چشم به واسطة پارگی رگها) پرداخته از به کار بردن مهت در معالجة این بیماری نیز یاد کرده است (ص 197ـ199) اما تنوع وسایلی که علی بن عیسی ذکر کرده با آنچه یعقوب کشکری در معالجة بیماریهای چشم از آنها یاد کرده قابل مقایسه نیست .
ابن سینا نیز در بارة آلات جراحی مطالبی دارد از جمله برای معالجة گوشت زائدی که در بینی به وجود آمده از نوعی ارة نخی سخن گفته که از گره هایی که با فاصلة معین بر روی نخ ابریشمین زده می شده درست می شده است . این اره را به وسیلة ابره (سوزن ) تا انتهای حفرة بینی وارد می کردند سپس با ارة نخی گوشت زائد را می بریدند و بعد با استفاده از انبوبة (لولة ) سربی داروهایی بر روی زخم می گذاشتند (ج 2 کتاب 3 ص 1054). ابن سینا همچنین برای معالجة ورم مثانه از وسیله ای به نام زراقه (سرنگی برای داخل کردن دارو به مثانة مردان ) سخن گفته ( رجوع کنید بهج 2 کتاب 3 ص 1556) و در بارة کاربرد قاثاطیر برای درمان بیماریهای مختلف (ج 2 کتاب 3 ص 1574) و کاربرد کلبتین و صناره برای بیرون آوردن جنین مرده از شکم مادر (ج 2 کتاب 3 ص 1653) نیز مطالبی آورده است .
اما مهم ترین و مفصل ترین گزارش در بارة آلات و ادوات جراحی از آن ابوالقاسم زهراوی * است . وی باب سی ام کتاب خود التصریف لمن عجز عن التألیف (1406 ج 2 ص 461ـ567) را به موضوع جراحی اختصاص داده و در آن مانند تقسیم بندی علی بن عباس مجوسی اهوازی جراحی را به سه دسته تقسیم نموده و در سه باب ذیل باب سی ام به توصیف مهم ترین آلات و ادوات هر دسته پرداخته است .
در باب اول (ج 2 ص 462ـ476) زهراوی داغ کردن (کی )را شرح داده و بر اساس چگونگی درمان بیماریها از سرتا پا به وسیلة داغ کردن به شرح آلات مخصوص داغ کردن هریک از نقاط بدن نیز پرداخته و حدود سی نوع از انواع داغ کنها را برشمرده است . نکتة در خور توجه آن است که وی برای نخستین بار تصویر آلات جراحی موردبحث را نیز ترسیم کرده است . تقریبا در تمام نسخه های خطی موجود از این کتاب (برای آگاهی از این دستنویسها رجوع کنید به ادامة مقاله بخش ب ) این تصاویر وجود دارند.
در باب دوم (ج 2 ص 476ـ544) ــ که در بارة رگ زدن شکافتن و سوراخ کردن و مانند آن است ــ زهراوی راجع به درمان بسیاری از بیماریها از طریق جراحی عضو بیمار توضیح داده است . گستردگی و تنوع موضوعات این باب با هیچ یک از آثار پیش از آن قابل قیاس نیست . زهراوی در این باب به توضیح در بارة استفاده از حدود 150 وسیلة جراحی پرداخته که از جملة آنهاست : انواع مبضع (نیشتر) برای گشودن پوست سر (ج 2 ص 478) یا بریدن گوشت اضافی به وجود آمده در گوش (ج 2 ص 482) مجموعه وسایلی برای جرم گیری دندانها (ج 2 ص 490) انواع گازانبرها (= کلالیب ) برای کشیدن دندان (ج 2 ص 491) نوعی قیچی سرکج شبیه به انواع کلالیب برای بیرون آوردن زالو از درون گلو (ج 2 ص 495) نوعی قیچی (= مقص) برای ختنه کردن (ج 2 ص 505) و نوعی لولب (وسیله ای برای بازکردن دهانة رحم برای بیرون آوردن جنین ج 2 ص 515).
در باب سوم (ج 2 ص 544ـ567) که در بارة شکستگیها است یازده وسیله بررسی شده که از جمله سه نمونه مته (= مثقب ) است برای سوراخ کردن جمجمة انسان به منظور ترمیم بخشهای شکستة آن (ج 2 ص 549).
از بین پزشکانی که آثار خود را به زبان فارسی تألیف کرده اند بیش از همه سیداسماعیل جرجانی * در مهم ترین اثر پزشکی خود ذخیرة خوارزمشاهی * از آلات و ادوات جراحی یاد کرده که از جملة آنهاست : نوعی وسیله به نام میل برای گشودن پلک چشم افرادی که قادر به گشودن چشم خود نیستند (ص 339) صناره برای مداوای طرفه یا ناخنه که گوشت زائدی است که در گوشة چشم پدید می آید (ص 351) و منقاش (ص 345) و مهت (ص 352 362) برای درمان دیگر بیماریهای چشم . جرجانی بیشتر به وسایلی اشاره کرده است که در درمان بیماریهای چشم به کار می روند. علاوه بر این به طور محدود به دیگر آلات از جمله ابزار داغ کردن (ص 603) نیز اشاره کرده است . به نظر می رسد آنچه در ذخیرة خوارزمشاهی در بارة استفاده از ابزار جراحی آمده همانهایی است که در آثار دیگر جراحان و پزشکان اسلامی نیز آمده و کمتر از مواردی سخن گفته شده که خود جرجانی آنها را تجربه کرده یا به کار بسته است . از جمله آنچه جرجانی (ص 603) در بارة نوعی داغ کن فلزی مشتمل بر چند دایرة تو در تو برای داغ کردن سرین نوشته تقریبا همان مطالب زهراوی (ج 2 ص 472) در این باره است .
ابن بطلان پزشک و مؤلف بغدادی (متوفی 458) نیز فهرستی از پاره ای آلات مربوط به کار جراحان بدون توجه به نوع و کاربرد این گونه وسایل به دست داده است ( ((ر.ک.ب))ص 77ـ 78). همچنین به هنگام ذکر داستانی در بارة آزمایش پزشکان (ص 113) از گروهی از وسایل جراحی شامل مدورات شفرات مزویات و حربات نام برده که در دیگر آثار پزشکی از آنها نامی نیامده است .
ابن زهر (متوفی 557) نیز در کتاب خود التیسیر فی المداواة و التدبیر از تعدادی از وسایل جراحی یاد کرده که از جملة آنها انبوبی از نقره برای درمان پاره ای بیماریهای معده و روده است (سفر 1 ص 155).
عبدالرحمان بن نصر شیزری مؤلف اهل شام (متوفی ح 589) نیز در بارة گروهی از آلات جراحی گزارش داده است . وی نه در مقام پزشک بلکه به عنوان کسی که فهرستی از امور مربوط به حسبه و نظارت بر چگونگی گذران زندگی مردم در شهرها را تهیه کرده از این آلات یاد کرده است . شیزری در این فهرست (ص 99ـ100) انواع گازانبر ابزار داغ کردن نیشترها و دیگر ابزارها را نام برده است .
یکی از آخرین پزشکان دوران متقدم و دورة میانة پزشکی اسلامی که از آلات جراحی سخن گفته امین الدوله ابوالفرج بن موفق الدین معروف به ابن قف (پزشک اهل شام متوفی 685) است که در کتاب خود العمدة فی الجراحة به این ابزار اشاره کرده است (برای آگاهی بیشتر در بارة این کتاب ((ر.ک.ب)) ادامة مقاله بخش ب ) از جمله به چند گونه ابزار داغ کردن (ج 2 ص 162ـ173) و استفاده از چند چنگک (صناره ) و نوعی کلبتین (گازانبر) برای در آوردن جنین مرده از شکم مادر (ج 2 ص 217ـ 218). در این روش ابتدا جنین مرده را تکه تکه و سپس با این وسایل تکه ها را از شکم مادر خارج می کردند.
از قرن هشتم به بعد پزشکی نویسان اسلامی ترجیح داده اند به جای ذکر آلات و ادواتی که در جراحی به کار می روند به بیان چگونگی عمل جراحی بپردازند. ازاین رو در متون پزشکی اسلامی کمتر در بارة انواع آلات جراحی سخن به میان آمده و آثاری چون التصریف زهراوی که بخشی از آن به آلات جراحی اختصاص دارد دیگر پدید نیامده است . از جمله متون پزشکی مهمی که به زبان فارسی پس از قرن هشتم تألیف شده شرایط جراحی تألیف ابوزین کحال پزشک و چشم پزشک دورة صفوی است (در بارة کتاب او ((ر.ک.ب)) ادامة مقاله بخش ب ). اگرچه این کتاب در بارة جراحی است بیشترین بخش آن به چگونگی درمان بیماریها با دارو اختصاص دارد و در کنار آن به بعضی آلات جراحی و برخی جراحیهای کوچک پرداخته شده است .
باب نوزدهم مجموعه اکبری تألیف علی اکبربن میرگداعلی بن میرسیدبابای حسینی در 1036 نیز به فنون جراحی اختصاص دارد اما در آن تقریبا هیچ اشاره ای به آلات و وسایل جراحی نشده است .
مهم ترین کتاب در بارة جراحی در دورة صفوی ذخیرة کامله تألیف حکیم محمدعلی است که آن را در روزگار شاه صفی (حک : 1038ـ1052) نوشته است . در این کتاب بخشی (گ 45ر ـ 49 پ ) در بارة آلات جراحی وجود دارد اما اطلاعاتی که در آن آمده عمیق نیست . مؤلف در این بخش در بارة حدود پانزده وسیلة جراحی بیشتر شامل انواع نیشترها و کاردها گزارش داده است .
در جلد اول از مجلدات سه گانة انوار ناصریة با نام تشریح البشر و توضیح الصور ــ که یکی از مهم ترین آثار مربوط به آشنایی ایرانیان با پزشکی جدید و اروپایی و به ویژه فن جدید تشریح است ــ تألیف محمدبن عبدالصبور حکیم قبلی در 1272 در بارة آلات جراحی سخنی نیست اما در بخش کوچکی از کتاب (ج 1 ص 192ـ194) مهم ترین ابزارهای تشریح به اختصار معرفی شده است . این کتاب یکی از مهم ترین آثار دورة قاجار است که به معرفی مهم ترین آلات و وسایل تشریح اختصاص دارد.
گزارشهای معاصر در بارة بررسی آلات جراحی در پزشکی دورة اسلامی عموما به بررسی باب سی ام التصریف زهراوی اختصاص دارند. یکی از قدیم ترین این گزارشها (چاپ شده در 1304/1925) نوشتة احمد عیسی بک (ص 256ـ274) است که به شرح کوتاهی از آلات مورد نظر زهراوی اختصاص دارد. او در این گزارش (ص 256ـ271) روی هم رفته 134 وسیله را معرفی کرده است . عبداللطیف بدری در گزارش خود (ص 423ـ441) اگرچه بخش اصلی مطالب خود را از زهراوی اخذ کرده به دیگر آثار پزشکی و چشم پزشکی اسلامی از جمله کتاب الکافی فی الکحل نوشتة خلیفه حلی نیز نظر داشته است . او یازده وسیلة جراحی چشم و چشم پزشکی (ص 428ـ432) هفت وسیلة درمان بیماریهای دهان و حنجره (ص 433) هشت وسیلة مورد استفاده در بیماریهای زنان و زایمان (ص 436ـ441) و هشت وسیلة مورد استفاده در درمان شکستگیها (ص 433ـ436) را برشمرده است .
مفصل ترین گزارش در بارة وسایل جراحی پزشکی اسلامی از آن علی حسین شطشاط (چاپ شده در 1378 ش / 1999) است . او در این گزارش (ج 1 ص 185ـ350) وسایل جراحی را به نه دسته تقسیم نموده است . به جز بخش مربوط به وسایل جراحی چشم مهم ترین منبع او نیز باب سی ام التصریف زهراوی است . شطشاط این آلات را تقسیم کرده است به انواع داغ کنها (ج 1 ص 191ـ 218) وسایل عمومی جراحی (ج 1 ص 219ـ250) شامل انواع چنگکها (صنانیر) نیشترها (مباضع ) وسایل حجامت انواع وسایل حقنه و تنقیه سوزنها و کاردهای بسیار نوک تیز (مسابیر) میلهای سرتیز (مدسات ) نیشترهای حجامت (مشارط ) انبرکها (کلالیب ) لوله های جراحی (انبوبه ها) و مانند آنها وسایل چشم پزشکی (ج 1 ص 251ـ 268) وسایل دندان پزشکی (ج 1 ص 269ـ282) وسایل جراحیهای دهان حنجره و گوش (ج 1 ص 283ـ 296) وسایل درمان شکستگیها (ج 1 ص 297ـ 322) وسایل درمان بیماریهای تناسلی و مجاری ادرار (ج 1 ص 323ـ331) و وسایل مربوط به بیماریهای زنان و زایمان (ج 1 ص 332ـ343). وی بخش کوچکی (ج 1 ص 344ـ350) را نیز به دیگر وسایل جراحی که در این تقسیم بندی نمی گنجیده اند اختصاص داده است . او در گزارش خود تصویر حدود 470 وسیلة جراحی در پزشکی دورة اسلامی را برگرفته از کتاب زهراوی و دیگر منابع آورده است .
منبع :
http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=4543
